تبليغاتX
امامت و مهدویت
امامت و مهدویت
در روزگاری که دین فروشان دین را بی بها می فروشند ما وظیفه داریم...
زهی خیال باطل

بسم الله و بذکر حجه الله

ام کلثوم بنت علی و زهرا سلام الله علیهما

ازدواج حضرت ام  کلثوم سلام الله علیها

یکی از مباحثی که امروزه بین شیعه و اهل سنت برقرار شده است و جدل های فراوانی نیز بر سر آن شده است، بحث ازدواج ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه السلام با خلیفه ملعون دوم، عمربن خطاب است، چه از نظر اهل سنت اگر ثابت شد که چنین ازدواجی محقق شده است، پس هیچ کینه و عداوتی بین حضرت علی علیه السلام و شیخین نبوده، و اگر هم نزاعی بر سر خلافت یا هر مسئله دیگری مابین ایشان صورت گرفته با این ازدواج به طور کامل رفع شده  است. و قضیه سیلی و کوچه و احراق بیت فاطمه سلام الله علیها، یا در اصل واقیت ندارد، یا اگر هم رخ داده است نزاعی چند روزه بوده که با این ازدواج فیصله و خاتمه یافته است.

گرچه ما معتقیدیم که حتی اگر این ازدواج هم ثابت شود، هیچ فضیلتی برای خلیفه دوم محسوب نمی شود زیرا اولاً: لزوماً هر ازدواجی نشانه رابطه حسنه خانوادگی نمی باشد، کما اینکه وصلت های زیادی را تاریخ حکایت دارد که جنبه سیاسی و یا حتی قومی و قبیله ای داشته است مثل ازدواج حجاج بن یوسف سقفی ملعون با  دختر عبدالله بن جعفر که به گواه تاریخ نویسان به انگیزه خوار و ذلیل کردن بنی هاشم صورت گرفته است.

دوماً: همانگونه که در ذیل خواهد آمد اگر هم وصلتی واقع شده باشد به گواه تمام روایات، از روی اجبار، اکره و تهدید بوده است.

اما در جواب اهل سنت و شبهاتی که مطرح میکنند مبحث زیر به آستان مقدس حضرت محسن بن علی علیه السلام تقدیم میگردد تا چک و پوز اهل سنت را به هم ریزد.

نقد و بررسی:

به طور کلی دو دیدگاه در مورد این ازدواج موجود است، یکی اینکه این ازدواج اصلاً رخ نداده است و دیدگاه دوم ناظر بر وقوع این ازدواج بوده اما آن را امری اجباری قلمداد می نماید.

از جمله دانشمندان شیعه که معتقد به عدم وقوع چنین ازدواجی هستند می توان به عالم بزرگوار شیعه مرحوم شیخ مفید اشاره کرد.

بر این باورم که استدلال شیخ در این مورد کامل ترین و جامع ترین نظریه ای است که در این باب ایراد شده است. پیشنهاد می کنم پس از مطالعه کامل مبحث زیر، مجدداً یک بار دیگر استدلال شیخ را در این مورد مطالعه فرموده تا روشن شود که جناب شیخ چه انسان دقیق و عالم با کفایتی بوده است.  بی جهت نیست که


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مسعود. در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 22:29 |

گله مندم

سلام دوست عزیز؛

امیدوارم که خوب باشی؛ اونقدر خوب که مهر یار و محبت حضرتش رو به حلاوتی آتشین در سینه ای پر از درد احساس کنی، آنچنان دردی که نه خوابت، خواب باشد و نه غذایت آنچنان که باید و شاید.

این بهترین دعایی بود که میتونستم برای یه شعیه و یه دوستدار آغام کنم.

اگه به وبلاگ من سر زدی یا به نام امامت و ولایت یه چیزی سرچ کردی، اومدی اینجا، یا رو حساب آشنایی دیرینه و دوستیِ قدیمی . شاید هم آشنای نوپایی هستی که مدیر وب رو قابل دونستی یه سر بهش بزنی.

اگر هم سنی، وهابی، بهایی،مسیحی، کلیمی یا هر کس دیگه ای هستی، باز هم دعا میکنم محبتش رو بچشی

در هر صورت دعای بالا بهترین دعایی است که میشه برای هر دوست و دشمنی کرد، شاید روزی گرفت و خدا به واسطه این دوتا کلام، نظری از سر مهر و لطفش به یکی از ماها  کرد و چشمه ای بر کسی گشود. انشاء الله.

اما درد دلی دارم، نه از دشمنان و نواصب  خاندان نبوی؛ که از دوستان ومحبان حضرت علی علیه السلام  و ارادتمندان این خاندان؛ از دوستانی که به قول خودشان فاطمیه را عزا میگیرند و در محرم بر سر و صورت میزنند نیمه شعبان را جشن می گیرند و غدیر را دوست می دارند و خلاصه به شادی اهل بیت شادند و به غم ایشان غمناک.

نام علی را که می شنوند سراسر وجودشان را غرور و افتخار بردگی و بندگی و سر سائیدن بر آستانش می گیرد؛ اما نمی دانم ایشان را چه می شود که هر کدام به طریقی در صف دل شکنانند. البته خود پیشتازم در این صف و از همه جلوتر ایستاده ام اما حرفهایی دارم.

        - سوار تاکسی شدم، راننده تاکسی شروع به حرکت کرد، بغل دستی ام به کسی که کنارش نشسته بود گفت: خوب مرجع تقلید چی شد؟ طرف هم همچی با آب و تاب شروع کرد که: بله الان آقای فاضل نوری، مکارم همدانی، جوادی... و آیت الله .... مرجع تقلیدند. طرف هم گفت من فاطمیه پول میدم، محرم ... و ... البته کم میدم، ولی هرچی که بتونم، هرچقدر خودشون بدن من هم ... ؛ و بعد در ادامه گفت اما این چیزها رو قبول ندارم

بیچاره طرف مقابل از طرز معرفی کردن مراجعش معلوم بود که !! ... بماند... ، تبسمی بر لب گرفت و به تپ تپ افتاد . بیچاره چی میتونست بگه، وقتی از آدمی این حرف رو میشنید که خود معتقد به رازقیت اهل بیت علیهم السلام باذن الله بود و آنچنان دل در گرو مهر علی و زهرا بسته که در شادی و غم ایشان از مال و دارایی خود مایه           می گزارد، دیگر حرفی برای گفتنش نمی ماند.

چهار دست و پا پریدم وسط بحث،  تا به داد یار مبهوتِ تبسم دارِ بی کلام  برسم و با ادا و اطفاری هم کلام دوستانی شوم که هر کدام به نوعی گرفتاری دری بودند که من نیز کم وبیش...

دلخوشی بیشترم از این فضولی، هم کلامی با آن عزیزی بود که مرجعت و تقلید را بحثی بی اساس و بی پایه می خواند اما اهل بیت را بسیار دوست می داشت.

گفتم: عزیز جان؛ بحث مرجعیت، بحث تخصص است؛ مثل اینکه شما به طبیب مراجعه می کنی به جهت تخصص او، هنوز حرفم تمام نشده بود که گفت: آقا ممنون پیاده میشم. و در حین پیاده شدن گفت: پس تحقیق چی میشه، عقل و فهمیدن چی میشه و ... در رو بست و رفت.

        - بعد از مدتها دوری از اینترنت یه سری به وبلاگم زدم ببینم دنیاش از چه قراره، از قضا دیدم در بخش نظرات دو تا نظر جدید هم ثبت شده که یکیش از دوستان نه چندان قدیمی بود و دیگری از دوست شیعه و شاید وب گردی بود که نمیدونم از کجا افتاده بود رو وب ما

سلام
...
عیدتون مبارک
...
تو هدفتون
موفق باشین
...
یاعلی

آدرس وبلاگش رو هم گذاشته بود که معنایی جز دعوت نداشت، به رسم ادب هم که شده بود وارد خانه دوست جدیدم شدم. http://www.kimiaweb.blogfa.com/

چشمت روز بد نبینه؛ الله اکبر! گویا طرف مریدی بود از مریدان خوب و پر و پا قرصِ محی الدین عربی، آنچنان از محی الدین و شخصیتش دفاع کرده بود که گویا داره از ولایت حجت حی خدا دفاع میکنه.

البته اشکالی نداره که آدم از شخصیتهای دینی، اگر حمله ای بهشون شده دفاع کنه تازه خیلی هم خوبه؛ اما ...

           - دوستم می گفت برادرش نذر کرده به خوندن نمیدونم چقدر زیارت عاشورا که قبول بشه دانشگاه، حالا که قبول شده میگه هیچ ربطی به زیارت عاشورا نداشته!!!  تازه حرفهای دیگه ای هم میزنه.

        - مطلبی رو مدتها پیش تو یکی از سایت ها دانلود کرده بودم که امروز فرصتی دست داد و توفیق مطالعه ی آن مهم دست داد.؛ احسنت، طیب الله، مرحبا به شیعه علی،  چقدر زیبا از منابع اهل سنت وجوب محبت اهل بیت و وضع اسفناک دشمنان ایشان را استخراج کرده ای اما دوست عزیز، آخه این چه حرفیه که:

 ... در حدیث مطلب قبل هم حضرت به ابی محمود فرمودند:ما با کسی هستیم که با ما است و جدائیم از کسی که از ما جداست   

اای دوست در ره دوست جان باید داد        در راه محبت امتحان بایدداد

تنها نبود شرط محبت گفتن             یک مرتبه هم عمل نشان باید داد

یعنی عزاداریی که آنها انجام میدادند و تایید فرمودند.زیارتی که آنها فرمودند.دستورات ذکری و دعایی که آنها فرمودند. اعتقاداتی که آنها فرمودند.عرفانی که آنها فرمودند نه این که در بند افکار احمقانهء خود و دیگران بودن!!اختراع ذکر ها و دعا ها و روشهای غلط عزاداری اختراع نمودن ادعای عشق و محبت نمودن و امامان معصوم علیهم السلام را به مطرب و ساقی و مغبچه و چرندیات دیگر تشبیه کردن!اگر اولین اصل ایمان توحیده چند نفر موحد میشناسید که ظاهر توحید را بدانند!!!بفهمند خدا جسم و روح نیست و ... شیعه بودن پیش کش شما.خدا طبع ندارد که دلش بسوزه و به خواسته های احمقانهء ما اعتنا کنه!اگر بخششی هست بر اساس عدل و وسع و حکمته نه بخشش بی حساب و کتاب که هر جنایتی میخواهی بکن بعد گریه کن!خدا همه رو میبخشه!!

مکروا مکرالله والله خیر الماکرین

- دوست عزیزی که زحمت کشیدی و تا اینجا با ما همراه بودی، از حوصله ای که بخرج دادی سپاسگزاری و تشکر میکنم. در هر چند قسمتی که در بالا ذکرشان  رفت، نکته ای انحرافی یا شبهه ای مطرح است؛ ممنون میشم اگه در بخش نظرات ما را در بررسی و شناخت دقیقتر این شبهات کمک کنید.

بنده نیز پس از نظرات شما اگر نکته ای در نظرات دوستان از قلم افتاده باشه و به ذهن حقیر برسه ذکر میکنم انشاءالله.

قبلاً عرض کنم که نگرانی و دلگیری و گله بنده از دوستانی که ذکرمطالبشان در بالا رفته، عدم سواد کافی و نداشتن تخصص لازم همراه با دلسوزی مشفقانه و نظر دهی در زمینه های متفاوت دینی است.

شاید هم عده ای بگویند شما بیسوادی که مطالب فوق یا حداقل پاره ای از آنها را باطل دانسته ای؛

در این مورد قضاوت را به پس از ذکر نظرات دوستان و جمع بندی نهایی موکول میکنم.

نکته بعد هم اینکه بر دین خدا و شریعت محمدی چه رفته است که هر کسی بر سازی می نوازد و علمی بر دوش گرفته و به نام دین مردم را بدان می خواند؛

افلاطونیها و ارسطویی ها

عرفا

عقلا

اصولییون

اخباریون

ولایتی ها

حجتی ها

و

و

و

عزیزان؛ دین خدا یکیست و راه یکی، این غلطی بیش نیست که الطرق الی الله بعدد انفاس خلایق، هاشا که معصوم فرموده باشد.

چرا از در خانه اهل بیت علیهم السلام نمیگیرم تا از آنان شویم که امیرمان به کمیل فرمود: یا کمیل لا تأخذ الا عنا تکن منا- ای کمیل جز از ما نگیر تا از ما شوی.

آیا در اذن دخول سرداب مقدس امام زمان علیه السلام خطاب به صاحبمان نمی خوانیم: السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک- سلام بر تو ای راه خداوند که هر که از غیر آن وارد شود هلاک شده است.

سخن گوتاه کنم که کیمیای عزیزی که دم از محی الدین میزنی؛ گرچه خودش گفته دینداری بدون ولایت علی بن ابیطالب باطل است اما خود هیچگاه از در خانه علی و اولاد علی نگرفت و هیچگاه در عمل زیر چتر این ولایت قرار نگرفت و این آخر بدبختی و نهایت ضلالت است که: بدانی و نفهمی و فرق است بین دانستن و فهمیدن.

باشد تا بعد.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

|+| نوشته شده توسط مسعود. در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 2:6 |